همگامی با جریان “خدمت بی منت” در گچساران وباشت
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ خرداد ۱۳٩٤   کلمات کلیدی: h ،آبشارخبر ،تاجگردون

سید محمد صادقی: ۸ سال پیش آن زمان که غلامرضا تاجگردون دیرهنگام قصد شرکت در انتخابات دوره هشتم مجلس شورای اسلامی کرد بسیاری از نیروهای سیاسی شهرستان تصمیم خود را برای انتخاب کاندیدا مورد نظرگرفته بودند و به رغم اعتقاد به اصلح بودن وی به دلایل زیادی دیگر امکان تغییر نظر خود را نداشتند.

فضای انتخابات های بعد از انتخابات مجلس ششم و تعدد کاندیداهایی که تقریباً همگی در یک سطح بودند آراء گچساران را چند قطبی و شناور کرده بود و هر زمان گروهی موفق میشد کمی خود را نسبت به رقبا بالاتر بکشد.. جعفری،حسینی،خورشیدی، ….. کانون های فعالیت های انتخاباتی بودند و نیروهای سیاسی شهرستان در این چند جبهه تقسیم میشدند و با تکرار چند باره این رقابت، جامعه ناخواسته به مسیری افتاد که تحول در آن محتاج یک معجزه بود.

به نظر میرسد بعد از گذشت ۳ سال از وکالت تاجگردون این معجزه تحقق یافته و دیگر شاهد فضای چند قطبی در انتخابات نخواهیم بود.کم و کیف وکالت تاجگردون در این مدت سطح مطالبات مردم از نماینده شان را آنقدر بالا برده که فقط حضور چهره هایی ملی نظیر خود او در انتخابات قابل قبول است و مردم هرگز حاضر نیستند از میان انبوه معلمین بازنشسته و مدیران خرد کسی را بر کرسی وکالت گچساران و باشت که الان دیگر برای خودش اسم و رسمی پیدا کرده بنشانند.
tajgardoon

غلامرضا تاجگردون هرچند توانست در سال ۹۰ نزدیک به ۳۰ هزار رای را کسب  کند اما ۵۰ هزار نفر هم غالباً به دلیل عدم شناخت کافی از وی و عدم اعتمادی که در حرف ها و تبلیغات کاندیدا های سالهای قبل دیده بودند وی را انتخاب نکردند.

هر چند او گفته بود که نماینده همه مردم خواهد بود و در عمل هم میتوان به وضوح این مسئله را دید ولی به رسم معمول و سنت مقبول او باید در مدیریت ها از کسانی بهره میبرد که از او حمایت کرده بودند و به وی رای داده بودند.با وجود آگاهی تاجگردون از پتانسیل بالای نیروهای نخبه شهرستان ولی او تا به امروز به دلایلی که ذکر خواهد شد نتوانسته شهرستان را از وجود همه این عزیزان بهره مند کند.

در فضای بعد از انتخابات مجلس نهم پاره ای از طرفداران تاجگردون به رغم اطلاع از روحیه و منش او سعی میکنند از وی چماقی بسازند و هر جا که لازم دیدند بر سر هر موضوعی آن را بر سر رقبای خود بکوبند.رقبایی که اختلافاتی مثل مسائل خانوادگی،جناحی،قومی و قبیله ای آنها را به زور به جبهه دیگری در انتخابات سوق داده بود اما هرگاه که خبر موفقیت های غلامرضا را در رسانه ها میبینند سرتاپا غرور شده و به خود و فرزند دیارشان میبالند.

اکنون که به سال پایانی از دوره اول وکالت تاجگردون پای نهاده ایم برای آنان که بی غرض و منصفانه به پیرامون خود نظر میکنند تفاوت تاجگردون و مدل توسعه او با سایر گفتمانهای ارائه شده ظرف سالهای گذشته قابل تشخیص است.

از طرفی بالا رفتن وسعت و عمق پروژه های عمرانی و از طرفی تثبیت عددی قابل توجه در سهم گچساران از مدیریت کلان استان دلسوزان شهرستان را متوجه این موضوع میکند که چرا نباید در این شرایط از تمام سرمایه های انسانی شهرستان استفاده شود.چرا نباید لج بازی را به کناری زد و خود را از شر پس لرزه های تقسیم بندی های بی قاعده دهه هشتاد خلاص کنیم و با تمام قوا رو به توسعه شهرستان به پیش رویم.

سالیان سال نگاه حزبی و قومی چه دستاوردی برای ما داشته که هنوز بخواهیم بعد از سه دهه به طناب پوسیده احزاب برای رهایی از مشکلات بیشمار چنگ بزنیم.حتی خود بزرگان و پیشکسوتان احزاب در گچساران که غالباً به مرور از نگاه سیاسی صرف فارغ شده اند و نگاه عرفی و مردمی پیدا کرده اند اصراری برای بسیج مردم در این جبهه ها ندارند.کدام حزب سیاسی است که بخواهد یا بتواند یکی از فرزندان ما را در سمت یکی از کمیسیون های مجلس بنشاند؟؟

ایشان پذیرفته اند که با توجه به بغرنج شدن مشکلات معیشتی مردم، فرسایش ابنیه و امکانات زیربنایی شهرستان و پیدایش معضلات عدیده اجتماعی، دیگر چون سابق لزومی به اشاعه ارزشهای حزبی و گروهی به عنوان راه نجات نیست و فعلاً به خاطر مردم گچساران کمی فتیله فعالیت های سیاسی را پائین کشیده اند.

اما در این میان درحالی که به اقتضای شرایط،به جهت همدلی و همراهی با مردم و به پاس خدمات تاجگردون به شهرستان بسیاری از بزرگان اصولگرای گچساران هم به مصلحت سکوت اختیار کرده اند عده ای فرصت طلب تازه کار به قصد سرمایه گذاری برای آینده سیاسی خود و مطرح شدن نامشان،علم مخالفت با تاجگردون را در زمین اصول بلند کرده اند.

گمان میکنند اگر امروز به هر بهانه ای به عملکرد وکیل مردم خرده بگیرند و انتقاد کنند فردا روز که شرایط سیاسی به گونه ای دیگر شد میتوانند طلبکار جریان اصولگرا باشند و با یادآوری این روزها محوریت این جریان را از آن خود کنند.انتقادهایی که فاقد رعایت حداقل معیارهای اخلاقی است و غالباً بر مبنای اخبار دروغ و کتمان واقعیات عینی صورت میگیرد.

در هر حال تاجگردون از ابتدای حضورش برنامه خود را برای توسعه در شهرستان در قالب برنامه ای حداقل هشت ساله تدوین کرده و بی شک تنوع و شدت و ضعف فعالیتهای وی در سال ۹۴ تفاوتی با ۹۳ و ۹۵ نخواهد داشت و انتخابات ۷ اسفند ۹۴ تنها زمانی است برای به روز کردن سبد نیروی انسانی شهرستان،یارگیری تازه و دمیدن جانی دوباره در پیکره جریان خدمت بی منت و تبدیل آن به جبهه ای فراگیر که شامل تمامی سلایق و اندیشه ها باشد.

جریانی که امروزه به دلیل کنار ماندن پاره ای از نخبگان سیاسی و مدیریتی شهرستان به دلایل مختلف با تمام توان در عرصه حضور ندارد و همین موضوع باعث شده فشار زیادی بردوش شخص نماینده مردم باشد و وقتی را که میتواند صرف احقاق حقوق تضییع شده مردم دیارش کند به اجبار صرف مسائل منطقه ای ونظارت هفتگی بر حسن اجرای کارها کند.

نخبگان شهرستان هیچ توجیهی برای کنار ماندن از جریان متکثر و عمومی “جبهه فراگیر خدمت بی منت” نخواهند داشت و ماه های آینده فرصتی است تاریخی برای همگرایی و هم زبانی همه نخبگان و نیروهای انسانی شهرستان حول تفکری که دکتر غلامرضا تاجگردون منادی و مجری آن بوده است.

پس در روزها و ماه های آینده بیاییم به نام بزرگ گچساران بیاندیشیم و به سهم خود در آبادانی آن بکوشیم و به بهانه اختلافات کهنه و کوچک این دیار و مردمش را از نعمت توانمندی فرزندانش بی بهره نسازیم.