چرا غلامرضا تاجگردون درانتخابات شرکت کرد؟(اززبان خودش)
ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

به نام خدا چرا در انتخابات شرکت کردم سر در رهی نهیم که عشاق آن باشیم. دل بر دری دهیم که سوزان آن باشیم . آب بر رهی زنیم که رهرو آن باشیم . بی منت از راهی می رویم که می دانیم جز به دلسوزی و عشق نمی توان بر ان راه گام نهاد . آسوده خاطر آنچه را که می تواند زیباترین صحنه ها را برای حیات و زندگیمان خلق کند انتخاب کرده و عافیت دنیوی را فدای اندیشه خود کرده و سختیها را به جان دل خریدیم و میدانیم ملامت و زجر این راه ؛ حلاوت وشیرینی خدمت بی منت را به همراه خواهد داشت . خداوند انسان را آفرید و او را خلیفه الله کرد تا با عقل و تدبیر بر سرنوشت خود مسلط گشته و آنچه که زیبنده انسان و انسانیت است عمل کند .تاریخ کهن انسانیت مملو از فراز و نشیبهاییست که هر یک به تنهایی می توانند درسهای زندگانی ما باشند . انسانهای کهن تا به امروز و انسانهای امروز تا به فرداهای دور ؛آنچه را که طالبند و می پسندند آزادی و انسانیت بوده است . خداوند نیازهای فطری انسان را مطابق آنچه که نیاز ماست در فطرت ما قرار داد . اگر انسانها دین مدار و طالب دینند ؛ به واسطه فطرت الهیست و اگر انسانها آزادی را دوست دارند و طالب انسانیتند ؛از آن حیث است که خداوند متعال اینچنین خواسته است . دخالت در سرنوشت خود و مشارکت در آنچه که عزت ما را می آفریند ؛ سلوک انسانیت است .عرب ؛ عجم ؛ سیاة ؛ زرد و هر آنچه که خداوند به نام انسان آفریده ؛ مشارکت در سرنوشت خود را جزئی از حیات خود می دانند. ایران ما ؛ مردمان ما ؛ تاریخ ما واز همه مهمتر دین ما ؛آنچه را که به ما آموخته راه انسانیت است . راهی که در آن شرف و عزت انسان برتری دارد بر هر آنچه که غیر انسانیست. ایران اسلامی و مردمانش گوشه ای از دهکده بزرگیست به نام جهان خلقت؛ که تاریخ سراسر پر افتخار این خطه؛ گویای اصالت و آزادگی مردمانش است . مردمانی که اگرچه؛ در تاریخ کهن خود به واسطه ظلم و ریا ونیرنگ هر از گاهی در کشاکش روزگار ؛اسیر زورمداران قرار گرفته اند ولی توانسته اند حتی با قیمت جان؛ به آرزوی همیشگی خود یعنی آزادی و آزادگی دست یابند . هر انسانی در این خطه باری بر دوش دارد به قیمت زجرها و ملامتهای گذشتگانمان . آنانی که می دانند و می شناسند باید آنچنان باشند که گذشتگان صالحشان بودند . راه صالحین جز عزت و افتخار مردم نبود و رهروان راه صالحین جز به این نیندیشند . چه باید کرد ؟ دو راه بیش در پیش نداریم .آسوده بخوابیم و آسوده بنالیم و یا اینکه بر پا بایستیم و ایستاده بمیریم . حیات و ماندگاری ما در انتخاب راه دوم است .جه بسیار آسوده خوابیدند و مردند و چه بسیار ایستاده مردند و ماندند . انتخاب با ماست . من از آنانیم که راه دوم برگزینم . چون خدا وند و دینمان اینچنین خواسته است . نسل انقلاب ؛نسل سیاه و سفیدیست که جز به عزت ملت و میهن و پرچم دینش به چیزی نیندیشد. من هم از آن تبارم .صحنه حضور فرقی نمی کند ؛ جبهه نبرد باشد یا صحنه خدمت و یا اینکه صحنه حضور .مهم عزت ماست . مجلس شورای اسلامی بالاترین نهاد تجلی گاه مشارکت مردم در سرنوشت خود می باشد .نهادی که به فرموده بنیانگزار فقید انقلابمان ؛ آن را عصاره فضائل ملت می داند .گام نهادن بر این راه که در انتخاب این نهاد مهم چگونه بیندیشیم و عمل کنیم کار ساده ای نیست .من نه از باب اینکه می توانم عصاره فضیلتهای مردمم باشم؛ بلکه از این جهت که می توانم خود را در بوته انتخاب مردمم قرار داده تا اگر لیاقت داشته باشم افتخار خدمتگزاری آنان را داشته باشم ؛ پای بر صحنه انتخابات گذاشته و با توکل به عنایت باریتعالی که می دانم؛ جز به خیر راهی در پیش پایم نمی گزارد؛ خود را در بوته این آزمایش بزرگ قرار دادم . شعارم را بی تکلف خدمت بی منت انتخاب کرده تا اگر خداوند توفیقی داد بتوانم بی منت خدمت مردمم باشم و برای آنان خدمتگزار باشم . اگر چه انتخاب به رای ملت بهره ذیقمتیست ولی بهره نجستن از این صحنه را نیز شکست نمی دانم و انتخاب این راه را عین پیروزی میدانم . مهم این بود که بدانیم چرا می آییم ؟ افتخارم این بود که دانسته آمدم و اگر پیروز ظاهری میدان نبودم ؛ ولی عزت خود و یارانم را به غیر حق نفروختم .

چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانانست

مباد این جمع یا رب غم از باد پریشانی