حقیر در شهریور سال 1345 در شهر دوگنبدان از شهرستان گچساران متولد شده و همچون کودکان این دیار، پای بر خاکی نهاده و ریشه در خاکی دواندم که دیار اجدادمان بوده و سرمایه میهنمان. صلابت محیط و متصل به ذخایر بزرگ نفت کشور، نقطه اتکا و اعتماد به نفس فرزندان این مرز و بوم بود.من هم همچون سایر کودکان این دیار پای بر مدرسه علم و دانش گذاشته و دوران ابتدایی و راهنمایی خود را در کنار یاران قدیم و دوستان نزدیکم آغاز کرده و هیچ‌گاه یاد و خاطره دوستان شهید و جانبازان و رزمندگان عزیزی که روزی در کنار آنان بر صندلی‌های مدرسه‌های نظامی و سعدی نشسته بودم و روزی دیگر در جوار آنان در سنگرهای رزم و نبرد خدمت کردم را فراموش نمی‌کنم. دوازده ساله بودم که بوی بهار پیروزی انقلاب اسلامی را در کنار عطر پاک خون شهدا، حس کرده، همچون سایر نوجوانان این مرز و بوم و در سایه رهنمودهای حکیمانة پیر دیار عشق «حضرت امام خمینی(ره)» درک زیبای جدیدی از اسلام که در ذات و وجود فطری‌ام بود را کسب کردم. چند صباحی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که بوتة آزمایش جنگ تحمیلی در برابر جوانان و نوجوانان این مرز و بوم قرار گرفت. در شرایطی که تنها 15 بهار از عمرم گذشته بود، در کنار سایر فرزندان این خاک در جبهة نبرد حق بر باطل حضور پیدا کردم. دوم خرداد سال 61 و در آستانه ورود به فتح بزرگ خرمشهرو در شرایطی که کمتر از 16 سال سن داشتم، قطره‌ای از خون ناقابل خود را بر خاک عطرآگین خرمشهر ریخته، تا افتخار این را داشته باشم «در عصر روح‌الله» به خیل جانبازان عزیز جنگ تحمیلی بپیوندم. جنگ و تحصیل را در کنار هم ادامه داده و حسرت جا ماندن از قافله فرزندان پاک این شهر و دیار را در دل خود به جای گذاشتم. فرزندان پاکی همچون فرود پناهی، موسی امیری، کوروش هاشمی، سیف‌الله محسنی، سعید چهارده چریک، تیمور پردال، بیت‌اله حبیبیان، مفقود جاوید الاثر، قدرت‌‌الله (منصور) حیدری، پرهون، نعمت‌اله حسنی، برادر شهیدم احمدرضا تاج‌گردون و ده‌ها شهید سرافراز دیگر که افتخار همسنگری با آنان را داشتم. جنگ و حضور در جبهه‌های جنگ مانع از تلاشم برای ادامه تحصیل نشد و در سال 1363 دوره‌ عالی دانشگاهی را در رشته علوم اقتصادی در دانشگاه شهید بهشتی اغاز کرده و مقطع فوق‌لیسانس را در رشته برنامه‌ریزی سیستم‌های اقتصادی و در سال 1370 به اتمام رساندم. در دوره تحصیلم همواره عضو فعال انجمن اسلامی دانشکده و دانشگاه‌ بوده و سال‌ها عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی و نیز عضو شورای جهاددانشگاهی دانشکده اقتصاد شهید بهشتی بودم. در شرایطی که هنوز تحصیلاتم در مقطع فوق‌لیسانس به اتمام نرسیده بود از طرف اساتیدم آقایان مرحوم دکتر نوربخش و دکتر پرویز داودی (معاون اول رییس جمهور) به سمت مدیر کل دفتر تحقیقات و سیاست‌های مالی وزارت امور اقتصادی و دارایی منصوب شدم و شاید بتوان در آن مقطع اینجانب را در زمره جوان‌ترین مدیران ارشد اقتصادی، اجرایی کشور قرار داد. رده‌ای که سال‌ها ادامه داشته و همواره به عنوان یکی از جوان‌ترین مدیران ارشد کشور انجام وظیفه کردم. با اتمام تحصیلاتم، به عنوان اداء دین وظیفة خود دیدم که دانش کسب شده خود را در جهت خدمت به استان محرومم (کهکیلویه و بویراحمد) به کار بگیرم. در آغاز سال 1371 به سمت ریاست سازمان برنامه و بودجه استان کهکیلویه و بویراحمد منصوب شدم و قریب به 3 سال سعادت خدمت در کنار کارشناسان و مدیران ارزشمند استان را داشتم و همواره تلاش می‌کردم بتوانم آن‌چه را که موجب رضای خدا برای خدمت به این دیار محروم بود اداء نمایم. شرایط به ترتیبی ورق خورد که در اواخر سال 73 به استان فارس عزیمت کرده و به سمت ریاست سازمان‌ برنامه و بودجه استان فارس منصوب شدم. مسئولیتی که قریب به 7 سال به طول کشید و توانستم در یکی از مهم‌ترین استان‌های کشور وظیفه خطیر مدیریت بودجه ریزی و برنامه‌ریزی استان را به عهده داشته باشم. علیرغم تغییرات متعدد مسئولیتی استان فارس (استانداران) در 5 سال از دوران خدمتم به عنوان مدیر نمونه استان و کشور انتخاب شدم. به واسطه تلاش‌ها و فعالیت‌هایم افتخار این را داشتم در سال 76 و در هفتة اول آغاز به کار دولت آقای خاتمی به عنوان یکی از 30 کارمند نمونه کشور از دست رییس محترم جمهور لوح کارمند نمونه کشور را دریافت نمایم. دولت دوم آقای خاتمی آغازی بود برای عزیمت اینجانب به مرکز و انتصاب در مسئولیت معاونت امور مجلس و استان‌های کشور. مسئولیتی که برای حقیر به عنوان اولین فرد از استان کهگیلویه و بویراحمد که توانسته بود به این منصب برسد فرصتی را می‌توانست فراهم کند تا بتوانم با کسب تجربة عالی، به کشور و استانم خدمت بهتری بکنم. وظیفه دفاع از لوایح دولت و اظهار نظر در مورد طرح‌های مطرح شده توسط نمایندگان مجلس به عهده اینجانب گذاشته و ضمن اجرا و وظیفة هماهنگی امور استان‌ها، وظایف متعددی از جمله مسئولیت هماهنگی بودجه کل کشور، عضویت در ستاد برنامه، دبیری شورای اقتصاد، دبیری شورای اشتغال، هیأت امنا ارزی نیز به عهده اینجانب ‌گذاشته شد. ادامه خدمت و تلاش در مجموعة دولت، شرایطی را به وجود آورد که 5/1 سال پایانی دولت آقای خاتمی به سمت معاونت اقتصادی وهماهنگی امور برنامه و بودجه سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور منصوب شدم و توانستم در سطحی جامع‌تر در خدمت به نظام اقتصادی و مدیریتی کشور انجام وظیفه کنم. مدیریت طرح‌هایی همچون ارایه طرح توازن منطقه‌ای، اجرا سیاست عدم تمرکز در بودجه ریزی کل کشور، دفاع صادقانه از برنامه‌های دولت، و ده‌‌ها فعالیت مهم دیگر شرایطی را به وجود آورد تا افتخار این را داشته باشم که با تصویب هیأت وزیران و تأیید ریاست محترم جمهوری نشان درجه سه خدمت را که جزء بالاترین نشان‌های عالی کشور می‌باشد به دست آورم. آغاز به کار دولت نهم موجب خروج تعداد وسیعی از نیروهای کارشناس کشور منجمله اینجانب از بدنة مدیریتی دولت شد و اینجانب نیز بنا بر علاقه و تجربه‌کاری به عضویت هیأت علمی مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت برنامه‌ریزی درآمده و در کسوت مدرس دانشگاه انجام وظیفه کردم. همزمان با انجام این وظیفه بنابر دعوت برخی از مسئولین دولت وظایفی بر عهده اینجانب گذاشته شد که شرح این مسئولیت‌ها در پیوست آمده است.